ماه رمضان، روایت و ضرورت بازگشت به اندیشیدن در تولیدات بومی
تلویزیون، نهادی اثرگذار در شکلدهی به ذهن، هویت و نظام ارزش گذاری جامعه است. روایتها بیاثر نیستند و هر شخصیت، هرخط داستانی و هر الگوی قهرمان، در ساختن یا تغییر دادن ذائقه مخاطب نقش دارد.
ذائقه مخاطب پدیدهای تصادفی نیست و در طول زمان و در نتیجه تکرار الگوها شکل میگیرد و تثبیت میشود
به مرور برخی تولیدات نمایشی سالهای گذشته نشان میدهد که درمقاطعی، سرعت تولید بر عمق اندیشه پیشی گرفت. در بخشی ازاین آثار، بهجای پژوهش، تأمل و شناخت دقیق از مخاطب، روایتهایشتابزده و شخصیتهایی شکل گرفتند که از پشتوانه فکری منسجمیبرخوردار نبودند. نتیجه، ارائه الگوهایی بود که حتی در تعریف قهرماننیز دچار ابهام بودند. شخصیتهایی که برای دیدهشدن، بیش از عقلانیت و مسئولیتپذیری، به هیجانزدگی و کنشهای ناهماهنگ بانظام ارزشی جامعه تکیه داشتند.
تداوم چنین روندی، ناگزیر بر ذائقه مخاطب اثر گذاشت. وقتیروایتهای کمعمق تکرار میشوند، مخاطب نیز به همان سطح عادتمیکند و مواجهه با روایتهای متفکرانهتر، در ابتدا برایش غریب به نظرمیرسد. این واقعیت، بخشی از مسیر طیشده رسانه است. مسیریکه امروز، ناچار به بازخوانی و اصلاح آن هستیم.
آغاز دوره تحول در رسانه ملی، تلاشی برای بازگرداندن «اندیشیدن»به مرکز فرآیند تولید بود. تأکیدی روشن بر این اصل که پیش از هراقدام اجرایی، باید به مبانی فکری، پیامدهای فرهنگی و اثر اجتماعیهر تولید توجه شود. طبیعی است که اصلاح یک ذائقه تثبیتشده،فرآیندی زمانبر و دشوار باشد. بخشی از چالشهای امروز، در حقیقتهزینه همان سالهایی است که عمق محتوا در حاشیه قرار گرفت.
در این میان، تولیدات بومی خوزستان نیز نشانههایی جدی از اینتغییر رویکرد را بروز دادهاند و سریال تلویزیونی «شَباب» را میتوانیکی از نمونههای قابل تأمل این مسیر دانست. «شباب» اثری بود کهبا فکر، پژوهش تولید شد و آگاهانه تلاش کرد ذائقهای را که در اثر برخیتولیدات سالهای گذشته دچار انحراف یا سادهسازی شده بود، اصلاحکند.
این مجموعه، بهجای تکیه بر کلیشهها ، بر هویت بومی، پرداختمسئولانه شخصیتها و روایتهایی متکی شد که قهرمان را نه دراغراق، بلکه در عقلانیت، مسئولیتپذیری و نسبت او با جامعه تعریفمیکرد. همین رویکرد سبب شد «شباب» در عین وفاداری به فرهنگخوزستان، با مخاطب ارتباط برقرار کند و با استقبال قابل توجه نیزهمراه شود. استقبالی که نشان داد مخاطب بومی، همچنان تشنه روایتاندیشیده است.
امروز، در میانه جنگ روایتها، دیگر مجالی برای تولید بدون پشتوانهفکری وجود ندارد. بازگشت به اندیشیدن، یک ضرورت است. اگر قراراست تلویزیون مرجع روایت باقی بماند، باید روایت را عمیقتر،مسئولانهتر و متکی بر شناخت اجتماعی دنبال کند.
در آستانه رمضان، که فصل قصههای ماندگار است، استمرار اینمسیر تحولی اهمیتی دوچندان دارد. طبیعی است که هر تغییرجدی با نقد و حاشیه همراه باشد، اما آنچه آینده رسانه را تضمینمیکند، ثبات در مسیر اصلاح و بیاعتنایی به حاشیههای زودگذراست. بازسازی اعتماد مخاطب زمان میبرد، اما تجربههایی مانند«شباب» نشان میدهد که این مسیر، اگر بر پایه فکر و پژوهش بناشود، به نتیجه خواهد رسید.
ماه رمضان، فرصتی دوباره برای روایت است. روایتی که اگراندیشیده شود، نهتنها یک فصل ، بلکه سالها در حافظه مخاطب باقیمیماند.
/
برچسب ها :خوزستان ، سریال شباب ، علی زهیری ، ماه رمضان
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰